دیوانه
یادت اون روز بهم گفتی هرچه سرشار از تو٬
خنده داره و مزحکِ ؟
تو دلم گفتم :
« اگه من سرخوش و بهلول سان زندگی نکنم
می دانی که چه زهر تریاقی در درونم می جوشِ ؟ »
بگذار همه بی اندیشند که دیوانه ام . . .
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر ۱۳۸۸ ساعت 22:34 توسط مهسا
|